شهید مهــدی هــرسیـج

جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران

شهید مهــدی هــرسیـج

جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران

شهید مهــدی هــرسیـج

آنچه ملاحضه می فرمائید در مورد شهید والا مقام مهدی هرسیج از شهدای دانش آموز شهرستان چالوس می باشد که به همت اعضای جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران پژوهش و ارائه شده است . انشاءالله مورد قبول قرار گیرد.
نام پدر : احمد
تاریخ تولد : 1349/02/05
تاریخ شهادت : 1365/10/04
محل تولد : چالوس
گلزار شهدای یوسف رضاچالوس
نحوه شهادت : ترکش به سر
محل شهادت : ام الرصاص - عملیات کربلای 4
منتظر نظرات و پیشنهادات و اطلاعات شما هستیم.

بايگاني

آخرين مطالب

طرح لایه باز فتوشاپ وصیت نامه و زندگی نامه شهید مهدی هرسیج

شهید مهدی هرسیج

شهید مهدی هرسیج




میثم میثم
۳۰ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۳۱ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

جهت دریافت و مشاهده صفحات روی آن ها کلیک نمائید ....


شهید مهدی هرسیج
شهید مهدی هرسیج




میثم میثم
۲۸ دی ۹۵ ، ۱۲:۱۷ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر
میثم میثم
۲۸ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۷ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

جهت دریافت و مشاهده صفحات روی آن ها کلیک نمائید ....

شهید مهدی هرسیج

میثم میثم
۲۸ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۰ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

جهت دریافت و مشاهده صفحات روی آن ها کلیک نمائید ....

لینک سایت جنگ و درنگ 

شهید مهدی هرسیج


شهید مهدی هرسیج

شهید مهدی هرسیج

شهید مهدی هرسیج

شهید مهدی هرسیج

شهید مهدی هرسیج

شهید مهدی هرسیج

میثم میثم
۲۸ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۹ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

  شهیدان جلوه گاه آفتابند

                        شهیدان چهره های بی نقابند

                       در این دریای خون و دود آتش

                         شهیدان موج های انقلابند


<< شهید زیبا ترین زخم بر پیکر هستی و شهادت زیبا ترین غزلی است که از لب های سرخ حقیقت می تراود. شهادت بیداری را معنا می کند و بینایی را عمق می بخشد . شهادت مشعلی است که خداوند در جان برگزیدگان خود می افروزد تا تاریکی از شانه های زندگی بگریزد...>>

همراه با شادابی و طراوت، شکوفه های بهاری در اردیبهشت ماه سال 1349 چهره ای زیباروی از خانواده ی حاج احمد هرسیج در شهرستان چالوس دیده به جهان گشود که به یمن بهرمندی از معارف الهی و ائمه ی نور نام او را مهدی گذاردند. ایشان همانند دیگر افراد جامعه الفبای زندگی را در خانواده و مدرسه آموخت، اما انگار آموزه های رایج با آنچهخ او در سر داشت همخوانی نداشت و تلاش های عادی و متعارف پدر و مادر و معلمین نتوانست روح کمال جوی او را سیر آب کند. ورزش و تفریحات و جاذبه های آن فقط چند صباحی او را به خود مشغول کرد و تشویق و ترقیب بستگان در عرصه ی علم و دانش و دیپلم و دانشگاه هم چندان مؤثر واقع نشد. او فقط تا سال اول دبیرستان در مدارس علوم دنیا داری پایبند شد.

ایشان در جواب پدرش که او را به ادامه ی تحصیل و رفتن به دانشگاه توصیه می کرد با ادب و احترام گفت:

<<مگر بیت المال خرج ما نشده که در روز حادثه به کارش آییم و امروز آن روز است.>>

شهید مهدی هرسیج با امید به یاری خدا و ادای این در چهارم تیر ماه سال1365چون تیری سهمگین و گلوله ای آتشین قلب اهریمن زمانه را نشانه رفت و در حلی که فقط 16 بهار از عمر بهاریش سپری شده بود در معراج عشق خود به خیل راهیان نور و حاملان عزت پیوست و رو به جبهه ی دوست نمود و راه عبور و وصالش به یمن صفای باطنی او از مشهدالرضاو بارگاه قدسی ثامن الحجج می گذشتتا اولین سفرش به دیار مدافعان حریم ولایت و دیانت کامل ترین وکمال یافته ترین سفر او نیز باشد، به گونه ای کهاز زمان اعزام فقط کمتر از شش ماه توانست در عالم خاکی و البته با جمع شاهدان مشهود گذران عمر کند.

شهید مهدی هرسیج عبادت و راز و نیاز و تلاوت قرآن را بسیار دوست داشت. پدر بزرگوارش در بیان خاطره ای نقل می کند که:

<<قرار بود با هم به مسافرت برویم، صبح زور و به هنگام نماز بیدار شدم تا مهدی و محسن را که دوقلو هم بودند برای نماز و آماده شدن سفر بیدار کنم، اما دیدم که قبل از من مهدی بیدار شده و در یک گوشه ای نشسته است و با خدای خویش در حال راز نیاز است.>>

او راه شهادت را با احترام خالصانه و مخلصانه به پدر و مادر و تکریم آنان پیموده و به طوری که در زندگی خود بدون اذن و اجازه ی آنان کاری را انجام نمی داد، انگار مقدمه ی وصال به حضرت دوست را در اطاعت از پدر و مادر می دانست.

مادر بزرگوارش می گوید: <<از زمان کودکی تا زمان شهادت گوش به فرمان پدر و مادر بود و در هر کاری اجازه می گرفت، حتی برای رفتن به مسجد و نماز جمعه قبل از اذان مغرب خانه بود و خلاصه خیلی احترام ما را داشت.>>

شهید هرسیج در کنار عبادت که از زمان ابتدایی به آن اهتمام داشت و در زمان غیر تکلیف گاه بدون سحری روزه می گرفت ،به ورزش و کلاس های جسمانی هم می پرداخت و بدان علاقه نشات می داد و از این طریق صفای دل را به سادابی چهره مزین می ساخت و در نهایت روحیه ای صمیمی و دوست داشتنی هنرته با طراوت را در رفتار به دوستان و یاران هدیه می نمود.

برادر پاسدار امین الله هرسیج در باره ی این خصوصیت شهید می گوید:من هرگز ایشان را ناراحت ندیدم.همیشه یک چهره ی خندان و روحیه ای شاداب داشت،او در سلام کردن سبقت می گرفت و ارتباطش بسیار صمیمی بود.

وصف شهیدی که با عشق به معنویت و ولایت مخصوصا امام (ره) عجین شده بود که بیان آن در این مختصر نمی گنجد. چهره ای که به وقت شهادت سر دستش به واسطه ی خمپاره از پیکر مطهرش جدا شده و با آب روان به دریا پیوسته است، تا کوی و مکان بدانند که یاران روح الله<<کزبزالحدید>>هستند. چه می توان گفت و نوشت؟ البته اگر ما را گوش شنوا و چشم بصیر و دل عبرت آموز باشد،این از بی کران هم کفایت خواهد کرد.

شهید هرسیج راه ملکوت را با انس به قرآن و عبادت و نماز، تکریم پدر و مادر،واخلاق حسنه و رفتار صمیمی با جمع دوستان و بی توجهی به تمینات دنیا پیمود و اینک ما مانده ایم و راه الهی و نورانی و روشن او. او با نثار جانش در فصل سرد زمستان یعنی20/10/1365 گرمی عشق و تلاش و جهاد را در پیکر انسانیت نفوذ داد، تا آیندگان را عذری نباشد.



میثم میثم
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۳۳ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۱ نظر